فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم / بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق / که در این دامگه حادثه چون افتادم
میگویند عشق و عقل هیچگاه با هم یکجا جمع نمیشوند . شاید اینطور فکر میکنند که نمیتوان هم عاشق بود و هم عاقل.
به نظر من عشق و عقل درست شبیه دو خط موازی اند که تنها در بینهایت به هم میرسند و یکی میشوند و این بینهایت چیزی جز وجود ذات اقدس خداوندی نیست.
تنها عشقی که میتوان با عقل پذیرفت و تنها استدلال و عقلانیتی که میتوان عاشقش بود ، محبت و عشق به معبود هستی است. و فقط عشقی که در راستای این بینهایت باشد با عقل پذیرفته است.