ای انسان تنها تویی که زیبایی را درک میکنی . جمال و جلال و کمال .... تو را جذب میکند .
تنها تویی که خدا را با عشق نه با جبر پرستش میکنی.
عشق یعنی پر کشیدن تا خدا
ای انسان تنها تویی که زیبایی را درک میکنی . جمال و جلال و کمال .... تو را جذب میکند .
تنها تویی که خدا را با عشق نه با جبر پرستش میکنی.
خداي من . . . !
شايد اين روزها بيشتر از هميشه غافلم . غافل از تو ، از خودم و از همه ي چيزهاي خوبي كه برايم آفريده ای .
نمي دانم چرا باتمام خوبي هايي كه به من كرده ای ، باتمام لطف و محبتهايي كه به من داري و باتمام نعمتهايي كه در اختيارم گذاشته ای ؛ هنوز بنده ي خوبي برايت نيستم . . . !
مي دانم دليلش چيزي جز غفلت نيست .
مي دانم آنقدر گناه كرده ام كه در گيرودار اين دنياي رنگارنگ و پر فريب از تو و همه ي خوب بودن ها غافل شوم .
مي دانم گرد غفلت نور حضور تو را از قلبم گرفته است .
مي دانم صدايم كمتر نواي عجز و زاري و خضوع دارد .
مي دانم وقت صحبت با تو ديگر تارهاي درهم تنيده ي قلبم نمي لرزند .
مي دانم كه با هر گناه به اندازه ي غربت تمام كبوترها از تو دور مي شوم . . . !
و به خوبي به ياد دارم دردِ غربتِ در قفس ماندن را و ضجر دوري از مهرباني ات را . . . !
وخوب به ياد دارم سكوت بغض هاي دلتنگي را وقتي براي هميشه در گلويم خشكيد . . . !
و خوب مي دانم كه تو بزرگتري از آنچه كه در تصور محدود ما مي گنجد و از همه ي وصفهايي كه بر زبان قاصر ما جاريست .
و خوب مي دانم كه تو مهرباني ، مهربانتر از تمام مهربانيها و بخشنده ای ، بخشنده تر از همه ي سخاوتها .
ونيز مي دانم كه تو تمامِ هستيِ مني . . . . بودنم وابسته به بودن توست و زندگي ام وابسته به لطف و رحمت و مهربانيت . . . . !
و خوب مي دانم كه تويي مونس شبهاي تنهاييم ، تويي ياور لحظه هاي بيكسي ام و تويي تنها رازدار زندگيم . . . !
و خوب مي دانم كه مي داني همه ي آنچه را كه من در فكر و قلبم دارم . . . !
و مي دانم كه ديگر نمي خواهم غفلت كنم . نمي خواهم يكبار ديگر غربت دوري از تو را بچِشم . مي خواهم خوب باشم به خوبي بندگان صالحت . مي خواهم درست همانطوري باشم كه تو مي پسندي . . . !
پس كمكم كن تا ديگر از حضورت غافل نشوم . تا ديگر خود را و وظايفم را از ياد نبرم .
خدايا . . . !
مرا بخاطر همه ي غفلتهايم ، بخاطرهمه ي كوتاهي هايم و بخاطر همه ي زياده روي هايم ببخشا و لحظه ای مرا به حال خود رها نكن . . . !
خدايا . . . هر لحظه از عمرم كه مي گذرد و مرا به مرگ و قيامت نزديك مي كند لحظه ي عبادت و بندگيت رقم بزن و مرا از ستمكا ران قرار مده . . . !
تو بارانی . . .
من نیلوفر . . .
در ساقه های خیست پیچیده ام . . .
می دانم تا همیشه سبز خواهم ماند . . .!

آیا معنی واقعی عشق رو میدونی . . . ؟
آیا تا بحال طعم عاشق بودن رو چشیدی ....؟
این مطلب رو تا آخرش بخون وبعد نظر بده . . .
بسم الله النٌور
بسم الله النٌور النٌور . . .
الهی ای زیباترین سرود ! ای آسمانت دروازه ي اجابت !
تو را مي ستايم كه تنها تو شایسته ي ستايشي .
تو را مي خوانم كه ((مُجيبَ الدٌَعَوات )) هستي .
دست هايم را به آسمان تو گره مي زنم كه زیر چتر مهربانی های تو ، زندگی زیباست .
ای یگانه معبود !
خوشا زبانی كه از عطر نام تو سرشار باشد !
خوشا دهاني كه شکوفه هاي تلاوت نام تو در آن جاريست !
خوشا دستی كه تا حریم ملکوت تو بلند مي شود !
خوشا چشمي كه از روزنه هاي سبز دعا ، تو را جستجو مي كند !
(( يا فارِجَ الهَمٌِ والغَم ))
ای عشق . . . !
ای مهربان بي همتا !
مباد كه حادثه ها از تو دورم كند ؛
مباد كه شانه هايم را به آسمان پاکت راهي نباشد !
مباد كه تاريكيها ، چنگال بر قلبم بکشند و روشنايي را از قلبم بگیرند !
مباد كه گناهان دهان باز كنند و مرا در خود فرو برند !
خدایا . . . !
به حرمت دست هايي كه تا دروازه هاي استغناي تو باز است ، به حرمت چشم هايي كه از زلال آبشار دعا لبریز است ، به حرمت لحظه هايي كه عطر بهشت را در سجاده ام پراکنده است به حرمت ثانیه هايي كه به شوق تو مي تپندو براي رسیدن به وصال بي تابي مي كنند و به حرمت وسعت بال پرستو هايي كه هفت شهر عشق را بال مي سايند و در آسمان مهرباني هایت ، حس آزادی را به بال هايشان مي ريزند ، مرا به خود برسان !
الهی يا مُجيبَ الدٌَعَوات . . . !
خوشم به آغازی كه براي تو بوده است ؛
خوشا به پایانی كه براي تو باشد . . . ! ! !
نوشته ای از ابراهیم قبله آرباطان
(( خداوند دنیا را هم به كساني مي دهد كه دوستشان دارد و هم به كساني كه بر آنان غضبناک است ولی ایمان را نمي دهد مگر به آنان كه دوستشان مي دارد.))
امام صادق (ع)
(( اگر آنان كه از درگاه من روي برتافتند مي دانستند كه چقدر مشتاق آنانم هر آينه از شوق جان مي سپردند . . . .))
(حدیث قدسی)